تبليغاتX
وبلاگ شخصی سید حسین فاطمی
+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 و ساعت 21:14 |

 

براي تهيه اين عنصر كافي است مقداري اكسيد اسكناس و نيترات پژو دويست و شش را در سولفات

ويلا مخلوط كرده و دو كاخ طلاي18 عيار به عنوان مهريه و كمي كلريد خواهش (همون التماس) به عنوان

شيربها اضافه شود! پس از تركيب اين مواد ، گاز عشوه و سولفور ناز متصاعد مي شود و بعد از ميعان

 به صورت عشق ، زن در خانه رسوب مي كند! بعضي از دانشمندان و متفكران معتقدند چنانچه مقداري

از عصاره ء چرب زباني به عنوان كاتاليزور استفاده شود نتيجه كار بهتر خواهد بود.

مطلب بالا را خواندید ، چطور بود ؟

احتمالاَ ذهن شما هم سراغ سمت حرام این مسأله رفت . در حالی که این جریان ، می تواند به طور حلال و شرعی هم اتفاق بیافتد . که البته تمام این مسیر باید در راه حلال هم طی شود ، که البته نام آنها تغییر می کند .

اما 2 سؤال اینجا مطرح است ؛

اول اینکه چرا ذهن همه یا اکثر مردم با خواندن چنین متنی ، و یا مطالبی نظیر آن به سراغ سمت حرام قضیه میرود ؟

پاسخ تا حدودی روشن است ، چون ، دینمان را خوب نمی شناسیم ،چون اسلام واقعی را نمی شناسیم و از طرفی هم چون در زندگی افراد جامعه ، افراط و تفریط ها و زیاده روی هایی هست که این مسائل دست به دست هم داده تا اکثر مردم  ، این مسائل را خارج از اسلام دانسته و گمان کنند چنین رفتاری در هر شکلی که باشد مخالفت با دین است .ولی از طرفی چون به آن نیاز دارند به دنبالش می روند .

سؤال دوم : چگونه با غرائز جنسی برخورد کنیم ؟ ویا بهتر سؤال کنیم ، چطور غرائز جنسی را در مسیر صحیح آن کنترل کنیم ؟ و اصلاَ مسیر صحیح آن چیست ؟

در جواب باید بگویم ؛ این غرائز را خداوند در انسان آفریده و لذا سرکوب آن جایز نیست . بلکه باید آن را کنترل و مهار کرد .

وجود غرائز برای حفظ و بقاء و تکامل نسل بشر ضرورت دارد . اگر شکم نباشد ، انسان از گرسنگی  می میرد . اگر غضب و عصبانیت نباشد ، انسان از خود دفاع نمی کند . و اگر شهوت نباشد ، نسل بشر قطع می گردد .ولی برای ارضای هر یک از این غرایز ، باید مسیر صحیح آن طی شود .

غرائز مثل کپسول گاز هستند که اگراز طریق صحیح وارد اجاق گاز شوند ، نتیجه اش حرارت و پخت و پز است . ولی اگر بدون کنترل باشد ، انفجار و خطر را در پی خواهد داشت .

آرایش و خود آرایی برای زن یک غریزه است ، این غریزه اگر در خانه به کار گرفته شود  ، زندگی را شیرین و پر محبت خواهد کرد ، اما اگر این خود آرایی در خیابان انجام شود سبب متزلزل کردن  خانواده های دیگر خواهد شد . مردی که در خیابان ، صدها زن آرایش کرده ( آن هم مثل شب عروسی ) می بیند ، وقتی به خانه بر می گررد ، نسبت به همسر خود علاقه ی چندانی نشان نمی دهد ، زیرا جلوه های خیابانی ، علاقه ی او را نسبت به همسرش متلاشی کرده است .

به علاوه ، این جلوه ها در افرادی که ازدواج نکرده اند ، طوفانی بر پا می کند که یا او را مثل شمع آب می کند و می سوزاند ، و یا او را به فکر تجاوز و سوء قصد می اندازد ( که همان استفاده ی از گاز بدون کنترل است ) و آثار سوء فراوانی همچون ، فرار از خانه ، تهدید ، خود کشی ، امراض جنسی و روانی و بچه های سر راهی را به دنبال دارد .

انشاءالله ، در مورد اینکه چگونه می توان ، از راههای شرعی و حلال ، به این نیاز پاسخ گفت ، و آن را ارضاء کرد ، بیشتر با شما صحبت خواهم کرد . همچنانکه فقها و مجتهدین در رساله ها و کتب دینی مفصلاَ به آن پرداخته اند .

در ضمن ، می توانید ، شما هم وارد بحث شده ، نظر ، سؤال ویا انتقاد خود را مطرح کنید .

  آتش بگیر تا که بدانی جه می کشم          احساس سوختن به تماشا نمی شود

                                                                       پرتقالی باشید!!!

+ نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 16:22 |

                  

  ای  بهترین  بهانه ی  سر  به   هواییم          خورشید   آسمانی  گیسو  طلاییم

  هر شب به یاد خاطره ات پرسه می زند        در کوچه های  درد ،  دل   روستاییم

  پر می کشم  به سمت نگاهت هزار بار         چون قلب توست حوزه ی جغرافیاییم

  بی تو منم خلاصه ی یک آسمان قفس         بی تو  شکسته است دو بال رهاییم

                                    با  رمز  چشمهای  اساطیریت  مگر

                                    معنا کنی فسانه بی دست و پاییم

                                                           

                                                                 سید حسین فاطمی

+ نوشته شده توسط حسین در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385 و ساعت 21:21 |

ازم پرسید منو بیشتر دوست داری یا زندگیتو؟

منم راستشو گفتم زندگیمو

ازم نپرسید چرا؟ گریه کرد و رفت اما نمیدونست که اون خودش تمام

زندگیمه

+ نوشته شده توسط حسین در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385 و ساعت 20:54 |

پوپک گلدره، بازيگر سينما و تلويزيون، عصر روز گذشته پس از هشت ماه کما درگذشت.

به گزارش مهر به نقل از مسئولان بخش چهار جراحي بيمارستان مهر، وي که در يک سانحه رانندگي به حالت کما رفته بود، پس از هشت ماه در بخش جراحي اين بيمارستان فوت کرد.

«پوپک گلدره» که نقش‌آفريني در فيلم‌هاي «موج مرده»، «سيندرلا»، «آخر بازي» و «روياي زمين» و مجموعه‌هاي تلويزيوني «نرگس»، «روح مهربان» و «دنياي شيرين دريا» را در کارنامه خود ثبت کرده بود، شهريور ماه سال گذشته، در جاده شمال، دچار حادثه رانندگي شد که در بخش مراقبت‌هاي ويژه بيمارستان مهر تهران بستري شده بود.

+ نوشته شده توسط حسین در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385 و ساعت 20:51 |

 

سوال :اسلام به کیفیت بیشتر توجه دارد یا به کمیت ؟

          در مواردی اسلام به کمیت توجه دارد ،نظیر تعداد نفراتی که در نماز جماعت حاضر می شوند که هر

          جماعتی نفراتش بیشتر باشد ، ثوابش هم بیشتر است .

          در مواردی به کیفیت توجه دارد ، نظیر انفاق به محرومان که مقدارش مهم نیست ، بلکه اخلاص در آن مهم            

          است. (ویطعمون الطعام علی حبه) مقدار غذایی که اهل بیت به یتیم ، مسکین و اسیر دادند ،زیاد نبود ،

          اما خالصانه بود .

          گاهی ، هم کیفیت مطرح است هم کمیت ، مثلاَ قرآن درباره ی ذکر خدا ، هم می فرماید : ( اذکرو الله ذکراَ

          کثیراَ ): خدا را بسیر یاد کنید . و هم می فرماید : (فی صلوتهم خاشعون) : مومنان در نمازشان خشوع 

         دارند .

 

         پس نگاه اسلام به قضایا یک جانبه نیست بلکه در هر موردی باید به فلسفه و اثر آن مورد توجه داشت .  

 

+ نوشته شده توسط حسین در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385 و ساعت 20:13 |

 

            

 

    ای  بهترین  بهانه ی  سر  به   هواییم              خورشید   آسمانی  گیسو  طلاییم

    هر شب به یاد خاطره ات پرسه می زند            در کوچه های  درد ،  دل   روستاییم

    پر می کشم  به سمت نگاهت هزار بار             چون قلب توست حوزه ی جغرافیاییم

    بی تو منم خلاصه ی یک آسمان قفس             بی تو  شکسته است دو بال رهاییم

                                    با  رمز  چشمهای  اساطیریت  مگر

                                    معنا کنی فسانه یبی دست و پاییم

                                                           

                                                                 سید حسین فاطمی
+ نوشته شده توسط حسین در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385 و ساعت 20:12 |

           صبر وعشق

در پادگانی ، افسر به یک سرباز گفت :برو یک مگس ماده پیدا کن وبیاور .

سرباز رفت و با یک مگس برگشت .

 افسر پرسید : از کجا می دانی که این مگس ماده است ؟

گفت : چون دیدم روی آینه نشسته و خود را تماشا می کند ، درست مثل خیلی از دخترها !!!

 

البته دخترها خیلی ناراحت نشوند:چون ؛

مردها تصور می کنند که زنها شریک زندگی آنها هستند ولی زنها خود را مالک زندگی مردها می دانند !!!

 به هر حال :

                آن که داده است به تو این همه زیبایی را        کاش میداد به ما صبر و شکیبایی را

 

البته ، البته عاشقان کوی  دوست (دوست حقیقی )، باید بدانند که ، محبوب حقیقی گوید :

                دل  به  بازار  من  آورده  و  بفروخته ای            دلِ بفروخته را مفروش به بازار دگر !!! 

 

 

 

 

         همراه استاد...

 

1.جمعیت و خدا

در روزنامه ، آمار جمعیت کشورها را می خواندم . متفکرانه به استاد گفتم : به راستی خدا چگونه در قیامت به حساب این همه انسان رسیدگی می کند ؟

استاد با خونسردی جواب داد :همانطوری که امروز آنها را روزی می دهد !

 

 

2.حمایت

مرد با نفوذ و قدرتمندی را به استاد نشان دادم و گفتم : هیچ کس جرات درگیر شدن با او را ندارد .

پرسید : چرا ؟

گفتم :زیرا افراد بزرگی از او حمایت می کنند.

استاد گفت : اما تو از درگیر شدن با کسی بترس که هیچ کس را جز خدا برای حمایت ندارد !

 

 

3.قیمت

در بازار زاه می رفتیم .

 از استاد پرسیدم : اگر بخواهید مرا بفروشید ، چه قیمتی روی من می گذارید ؟

استاد جواب داد : قیمت تو به اندازه ی کارهایی است که درست انجامشان داده ای !

 

+ نوشته شده توسط حسین در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385 و ساعت 20:1 |

 

 

می دونی عسل اصل ، از کجا به دست می آید ؟

از شهد گل .

پس قرآن ، مثل عسل می مونه ، چون اونم از شهد گل به دس اومده ، گلی که اسمش خداس.

 

هیچ می دونی اگه عسل هزار سال بلکه بیشتر هم بمونه ، فاسد نمی شه ؟ هما طوری که الان عسل هایی مال زمان فرعون ، توی موزه ها نگهداری می شه و سالمِ سالمه .

 

و این ، درست مثل قرآنه که بالای هزار سال از ش می گذره و هنوز که هنوزه ، تغییری و تحریفی پیدا نکرده .

 

می دونی اگه دستت پر از میکرب  باشد و  با همون میکروبا ، به ظرف عسل فروکنی ، اصلن آلوده نمی شه ، بلکه میکروب ها رو هم از بین می بره ؟

 

درس مث قرآن که وقتی آدمای آلوده می رن سراغش ، آلوده که نمی شه هیچ ، بلکه اونا روهم پاکِ پاک می کنه .

 

مدونی قرآن دربارِه ی عسل چی می گه ؟ می گه : " فیه شفاء للناس " یعنی عسل برایِ مردم حکم دارو داره و دردهای  اونارو درمون می کنه . و این همون  حرفیه که خدا  در باره ی  قرآن  هم  زده  و می گه:" و ننزل مِن القرآن ماهو شفاء و رحمة " یعنی قرآن برا مردم داروس و دردهای روحی و روانی اونارو درمون می کنه .

 

می دونی عسل حاصل وحی خدای ، چون خود خدا تو قرآنش می گه :" واو حی ربک الی النحل " یعنی خدا به زنبور عسل وحی کرد که مثلن کجا  برد ، چی کار بکن که محصولت بشه عسل .

همان طوری که قرآن وحی خداس ، چون خودش می گه :" ان هوالا وحی یوحی " یعنی قرآن وحی خداس به پیغمبرش .

 

می دونی عسل اصل ، اولش تو کوه به دس می اومد ؟

درست مث قرآن که اولش تو کوه نازل شد ، کوهی که الان جَبل النور ( کوه نور ) بهش می گن .

 

می دونی چر ا به این کو ه می گن " کوه نور " ؟ چون قرآن دَ رش نازل شد و قرآن نور هس ویکی از اسماش هم نوره .

 

خوش به حال او نایی که به این نور روی کنن . این جور آدما اصلاً خودبین نمی شن . اصلاً خود بزرگ بین نمی شن . اصلاً خود خواه و خود پسند نمی شن .

 

خود خواهی ، خود بسندی ، اصلاً خودبینی و خود بزرگ بینی ، مال اونایی هس که به این نور پشت می کنن .

 

براینکه منظورمُ بهتر متوجه بشی ، همین  امشب  توی حیاط خونت یه شمع   روشن کن  و  مقابلش با یست ، در این صورت ، جز نور نمی بینی . امّا اگر پشت به اون شمع کنی ، خودت رو می بینی ، یعنی سایه خودت رو ، اونم بزرگ تر از اونی که هستی !

 

آره ، هرکه پشت به نور بکنه ، خودش رو می بینه ، خیلی هم بزرگ !

 پس همین برات یه ملاک باشه ، که هرگاه خودت رودیدی ، بدون که پشت به نور کردی و پشت به نور قرآ ن!

 

بگذریم ، بازم از عسل بگیم ؛ عسلی که خیلی شیرینه ، البته نه برا همه ، بلکه برای کسانی شیرینه که ذائقه داشته باشن .

 

همانطوری که قرآن شیرینه ، ولی نه برا همه ، بلکه برا کسانی که یه ذوقی داشته باشن .

 

هرکس که ذوقی داشته باشد ، قرآن براش شیرینه ، مث عسل. و  ماه رمضون که ماه قرآنه ،  براش می شه " ماه عسل " و من حیفم می آد که همین جایه سرا نگشت از این عسل نچشیم ؛ ببین من آیشو می خونم و تو معناش کن . آیه ای می خونم که همیشه تو نمازات می خونی ، پس باید برات خیلی معلوم باشه وباید خیلی باهاش مأنوس باشی ، و آیه اینه : "قل هو الله احد " حالا می شه برام معنا کنی ؟

--معناش برا همه روشنه ، یعنی "بگو خدا یکی است "دو تا نیس ،ده تا نیس صد تا نیس .

--خیلی معذرت می خوام این که خدا  ده تا ، یا صد تا نباشد ، چه هدایتی و چه درسی میتونه برامون داشته باشد ؟ آخه ابن حرفیه که من و تو باید روزانه چند بار ، اونم تو نمازامون تکرارش کنیم ؟

نه رفیق !معنای آیه فقط اینی که گفتی نمی تونه باشه ، معناش خیلی دقیقه!خیلی آموزنده س .

به خدا اگه به معناش دقت میکردیم یه دنیا معنویت می شدیم و اگه مطابق اون عمل می کردیم دنیا گلستون می شد . حیف و صد حیف که ما به معنای حرفایی که تو نمازامون میزنیم ، هیچ توجهی نمی کنیم .

نماز نقشه اش ،نقشه ی زندگیه ،و زندگی کردن رو می آموزه .

این آیه می گه که خدا یکیه ،یعنی یک رو ویک رنگه ، ظاهرش وباطنش یکیه و با بنده هاش یکیه و حرف اولش و آخرش یکیه .این جور نیس که در ظاهر باهات خوب باشه وجلوت تمام قد بایسته ، اما پشت سرت خنجر باشه ،اینجور نیس که با یکی مهربون باشه وبا یکی دشمنی بکنه . اینجور نیس که امروز یه چیز بگه وفردا چیز دیگر ، امروز بگه من شما رو می بخشم و فردا بزنه زیرش.

حالا حساب کن که اگه آدم روزی چند بار این آیه رو تو نمازش بخونه و به معناش توجه کند وهی به خودش بگه :

فلانی ! خدا یکیه ؛تو چی ؟  و با همه یکیه ؛ تو چی ؟  ظاهر و باطنش یکیه ؛ تو چی ؟ حرف اول و آخرش یکیه ؛ تو چی ؟     فکر می کنی اثر نمی کنه ؟!!!

 

 

+ نوشته شده توسط حسین در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385 و ساعت 19:55 |

 

آقا ، این فوتبال هم شده برای ما دردسر ، از ابتدای لیگ تا آخر باید حرص جوش بخوریم که آیا تیم محبوب ما ، میبرد یا خدای نکرده می بازد .

من که یادم نمی آید چطور طرفدار این تیم شدم .اگر بخواهم بگویم چون قوی تر بهتر و... بود،دروغ است ،چون همیشه که اینطور نیست .گاهی وقتها تیمهای دیگر قوی ترند ، چرا طرفدار آنها نشدم ؟ خصوصاٌ این چند سال اخیر که تیمهای شهرستانی ، حسابی حال سرخابی ها را  گرفته اند.

پس می شود گفت : هم من  وهم همه ی شماها، فقط با یک نگاه ، بله ا یک نگاه عاشق این تیم ها شده ایم  و بعد از عاشق شدن به پسران قرمز وآبی ، دیگر چشم دیدن تیم های دیگر را نداریم وچشمان خود را به معایب و ضعف های تیم محبوب خود والبته به قدرت وبرتری دیگران بسته ایم .

      دیدی که از دل تو در، نمی آد ؟             گفتم که : عشق با خبر نمی آد!

      حالا  بیا، هزار لا، بکش  دیوار                بیچاره ! عشق که از در نمی آد!!!

ولی ز این طرفداری همه جانبه ، حتی در موقع باخت ريال یک چیز فهمیدم ،اینکه خیلی به تیم محبوبم ، تعصب دارم.

چند روز پیش که داشتم به این تعصب خودم فکر می کردم ، گفتم: شاید مردم صدر اسلام ، اصلاً چرا این همه دور شویم ، خیلی از مردم همین زمان ، به خاطر تعصبی که به دین ،و کشور ، وطن ، گروه وحزب خود خود دارند، حاضر به پذیرش حرف حق دیگران نیستند ، حتی اگرببینند و بدانند که حرف انها صحیح و بجاست .درست مثل من که چشم ندارم پیروزی تیم حریف را در عین قدرت ببینم ، چه برسد به دیدن قهرمانی او.

البته ای کاش ،همه چیز به راحتی برخورد با فوتبال بود ، که البته نیست .

حالا می فهمم چرا تعصب بیجا این همه در اسلام مورد نکوهش قرار گرفته ؛مثلاً پیامبر گرامی اسلام (ص) میفرمایند:"من کان فی قلبه حبةٌ من خردلٍ من عصبةٍ ،بعثه اللهُ یوم القیامة مع اعراب الجاهلیة."  :یعنی :هر کس که در دلش ذره ای تعصب بیجا باشد خداوند او را با اعراب جا هلی محشور می کند.

 

 خدا به همه ی ما رحم کند با بعضی تعصب های بیجایمان البته تعصب به تیمهایمان خصوصاً تیم ملی تعصب بیجا نیست ...

+ نوشته شده توسط حسین در جمعه بیست و پنجم فروردین 1385 و ساعت 11:9 |

سوال:خداوند در حوادث تلخ وشیرین زندگی انسان چه مقدار نقش دارد ؟

         

          در قرآن می خوانیم :"ما اصابک من حسنةفمن الله وما اصابک من سیئةفمن نفسک"1هر خوبی

          به تو می رسد از خداست ولی هر بدی که به تو می رسد از نفس خودت می باشد.

          کره ی زمین که به دور خود و خورشید می گردد و همواره بخشی از آن روشن و بخشی از آن

          تاریک است ،هر کجای آن که روشن باشد از خورشید است و هر کجای آن که تاریک باشد ، از

          خود زمین است.

          و یا :خداوند انگور را آفرید ، ولی بشر از آن شراب می سازد که مایه ی بروز هزاران حادثه و

          بیماری هست.

          خداوند به انسان قدرت داد ، ولی عدّه ای با سوء استفاده از این قدرت ، به محرومان ضربه

          میزنند.

          خداوند به انسان عقل داد ، ولی عده ای از این عقل سوء استفاده کرده وبه دنبال مکر و

          حیله برای مردم هستند.

          پس آنچه خداوند به ما داده است ، نیکو و زیباست لکن ما از آنها بد استفاده می کنیم و

          بدیها از خود ما سر چشمه می گیرد.

 

     سوره ی نساء آیه 7     

 


                    لباس زیبایی و زشتی

 

روزی زیبایی وزشتی در ساحل دریایی به هم رسیدند و تصمیم گرفتند تا خود را در دریا بشویند.

لباس از تن درآورده ، به شنا پرداختند. پس از اندکی ،زشتی به ساحل برگشت ولباس زیبایی را به تن کرد و رفت.

زیبایی اندکی بعد ، از دریا بیرون آمد و اثری از لباس خود ندید وچون از لخت و برهنه بودن خجالت

 می کشید ،لباس زشتی را به تن کرد و به راه افتاد .

از آن روز به بعد،مردان وزنان بسیاری ، آن دو را با هم اشتباه گرفتند ؛اما کسانی هم بودند که صورت زیبایی را دیدند وبا وجود لباسی که به تن داشت، او را شناختند، وبعضی نیز صورت زشتی را شناخته، با زیبایی اشتباه نگرفتند.                  

                                                با تشکر از دوست گرا می خانم سمانه اکبری

 

+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385 و ساعت 21:32 |

 

به مانیتور لوچ نگاه نکنید!

محققان دانشگاه اوهایو می گویند: اگر هنگام نگاه کردن به صفحه کامپیوتر ، چشمان خود را زیاد لوچ کنید، ممکن است به ناراحتی  چشم خشکی دچار شوید .

این محققان در یافته اند که فقط درهم کشیدن چشمها روی  صفحه مانیتور، میزان چشم برهم زدن را در دقیقه به شصت می رساند .

هر چه این گونه نگاه کردن به مانیتور بیشتر شود  میزان پلک زدن  کمتر میشود  ودر نتیجه ، سوزش یا درد چشم بیشتر شده، احساس خشکی نیز بیشتر می شود .

 


زودتر ازدواج کنید تا....

یافته هاب محققان دانشگاه تگزاس نشان می دهد که جوانان که زودتر ازدواج می کنند ، بیشتر امکان دارد که تا آخر عمر با همسر خود ،شادمانه ازدواج کنند.

یافته های تحقیقات محققان این دانشگاهحاکی از این است که زودتر ازدواج کردن کردن  ،در درد و عامل زندگی مشترک،یعنی:زندگی شاد وپایداری آن اثری قابل توجه دارد .

 این تحقیقات  نشان می دهد که افرادی که در سنین بالاتر ازدواج می کنند ، معمولآ محاسبات بیشتری در مورد ازدواج انجام داده اند ، اما این امر در خوشبختی آنها و شادی زندگیشان اثر بیشتری نداشته است .

پس برای زندگی شاد با همسرتان و اینکه چیزی جزمرگ نتواند بین شما فاصله بیندازد عجله کنید .

 


  درمان غم وغصه

                                           

  دکتر غیاث الدین جزایری در کتاب اسرار خوراکیها ص 98 مینویسد : "در خبر است که حضرت نوح (ع) از خداوند پرسید:چه کنم تا غم و غصه و اندوهم بر طرف شود ؟

از طرف خدا وحی رسید:انگور بخور . زیرا غم را زایل می کند ."

من نمیدانم این خبر  چه اندازه صحت دارد. فقط این را می دانم که انگور مقدار زیادی پتاسیم دارد واین فلز ،مفرح و شادی آور است ، و طپش قلب را که موجب غم و اندوه می شود معالجه می کند .

و از طرف دیگر ،دارای فسفات های زیادیست که غذای مغز و سلسله ی اعصاب است و کسی که اعصاب قوی داشته باشد بر غم مسلط می شود . به علاوه که دارای کلسیم است و کمبود کلسیم هم تولید غم و اندوه میکند .

 از خدا بخاطر خلقت انگور ، متشکریم

   نوش جان

+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385 و ساعت 21:13 |

شرر    انداخته ای    در  شریان   های     تنم          که  چنین  در  پی  آتش  زدن  خویشتنم

گرچه  این  شهر  پراز   همهمه ی توست  ولی        آنکه در جاذبه ی چشم تو گم گشت منم

چار    فصل  دل   من    آینه ی    پاییز     است        دل نبندید ، نه ، دیگر   به  شکوفا  شدنم

 روزگار   به     سراغ     دل   من    می      آیی       نوشدارو ! که نماندست   نخی  از  کفنم

لهجه ی شرقی من لهجه ی عاشق شدن است      پی  نبردید  به   مظمون   غریب   سخنم

                                  به خدا سوخته ام ، تاب ندارم ، چه کسی

                                  ترس و تشویش و  تب  انداخته در  پیرهنم

                                                                                     

                                                                    شعر از: سید حسین فاطمی

+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385 و ساعت 20:58 |

سلام امروز سالگرد شهادت حضرت امام حسن عسگری علیه السلام است .و آغاز دوران امامت و   رهبری حضرت مهدی (عج)میباشد.                                                                                                    

"مساله مهدی موعود از صدر اسلام و از زمان پیامبر اکرم (ص)یک امر قطعی و مسلم در میان مسلمین بوده است واز نیمه ی دوم قرن اول هجری ،منشا حوادث بزرگ تاریخی شده است" 1

ابته عقیده به مهدی موعود یا همان منجی باوری ، اختصاص به مسلمین ندارد وادیان دیگر هم به چنین امری معتقدند. و هر ملیتی، او را به نامی ، میخوانند. مثلا ؛ زردشتیان او را " سوشیانس"، ( به معنی  نجات دهنده جهان )، و جهودان به نام " سرور میکا ییلی "، عیسویان با نام " مسیح موعود" ،و اسپانیاییها با نام  "رودریک"، بوداییها به اسم "بودای5"، و برهماییها او را با نام ویشنو میشناسند.

      

 

        آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست           هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

 

 

1. سیری در سیره ی ائمه اطهار ص250 شهید مطهری

 


 

ابولولو و کشتن عمر

ابولولو غلام مغیره بود که طبق قرارداد باید هر ماه 100 درهم به مغیره میداد . ابولولو نزد عمر رفت و از مغیره شکایت کرد و از خلیفه خواست که تخفیفی برای او بگیرد . عمر گفت : شغلت چیست ؟ گفت : نجارم ، نقاشم ، آهنگرم و آسیاب بادی میسازم . عمر گفت : با داشتن این همه صفت این مقدار زیاد نیست . آنگاه از او خواست که یک آسیاب بادی برایش بسازد .

ابولولو گفت : برایت آسیابی بسازم که آوازه ی آن گوش تا گوش جهان را فرا گیرد و برفت .

عمر گفت : این غلام مرا تهدید به قتل کرده است و سینه ی او را از کینه ی خود پر میبینم .

چند روزی از این جریان نگذشته بود که ابولولو تصمیم گرفت که عمر را به قتل برساند . خنجر خود را که دو سر داشت و دسته اش در وسط بود ، برداشت و پارچه ای هم به سرش پیچید تا شناخته نشود و صبح زود در راه مسجد به کمین او نشست تا عمر رسید و او را از چپ و راست 6 ضربه زد که یکی از آن ضربات به زیر ناف او خورد که همان ضربه عمر را را از پای در آورد و ابولولو بعد از این عمل فرار کرد و مردم به دنبال او دویدند ولی هر کس به او نزدیک می شد او را با خنجر میزد تا اینکه 13 نفر را زخمی کرد که 6 نفرشان مردند و بالاخره فرار کرد در حالیکه زخمی بود ، به شهر کاشان رسید و در آنجا مرد .

در بیرون شهر کاشان قبری است که به او نسبت میدهند و او را ( بابا شجاع ) میگویند ... 

 

+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385 و ساعت 20:58 |

ظرف عجیب

در لیوان آب ریختم .

استاد گفت: چقدر عجیب ،  هرچه بیشتر در آن می ریزی ، گنجایش آن کمتر می شود  تا جایی که دیگر

 نمی توانی قطره ای در آن آب بریزی!

گفتم :خب همه ی ظرفها همین طورند.

استاد گفت: مغز تو اینطور نیست، زیرا هر چه علم  بیشتری درآن می ریزی ، گنجایش آن بیشتر می شود .

مادر یا انگشتر  ...

بر مزار مادرم نشسته  بودم ، استاد پرسید : مادرت را بیشتر دوست  داشتی یا انگشترت را؟

با تعجب گفتم :معلوم است مادرم را.

استاد گفت: پس چرا شبی که مادرت مرد، توانستی بخواب بروی، اما دیشب که انگشترت گم شد ، تا صبح خوابت نبرد ؟؟؟


دشمنی انسان

روزی استاد تعدادی جعبه بلوری مقابلم گذاشت وگفت:

در اینها سکه ای  نهفته است  ، آن را پیدا کن!

یکی یکی جعبه ها را شکستم ،درهیچ کدام سکه ای نبود

استاد گفت:مجموع قیمت جعبه های بلوری ،یک سکه بود ، ولی  حالا تنانش را شکستی.

من سکوت کردم

استادخندید گفت: انسان همیشه تا چیزی رانشناسد ، با آن دشمنی می کند !


بهترین و بد ترین

روزی استاد از من خواست خلا صه آنچه را آموخته ام در یک جمله بیاورم

گفتم: هیچ چیز در این د نیا بهتر از خوبی و بد تر از بدی نیست .

استاد سری تکان داد وگفت:

کاملا اشتباه است! انسان نیکوکاراز خوبی بهتر است و گناهکار از بدی ، بدتر است. 


روز خوشبختی

از استاد پرسیدم :کدام روز خود را خوشبخت می دانید؟

استاد گفت: روزی که آن را به شب برسانم در حالی که چیزی مرا مجبور به دروغ گفتن نکند.

+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385 و ساعت 20:57 |

جک عرفانی !!!

اگر میخواهی مقدار ایمان و اخلاص دو نفر که در حال دعوا هستند را بفهمی ، به یکی از آنها بگو : برای رضای خدا بگذر ، ابدآ اعتنا نمی کند .

اما اگر پول بسیاری به او بدهی و بگویی آرام باش ؛ خواهی دید که فورآ ساکت میشود .

این بهترین نشانه ی اخلاص و عدم آن است .

 


 

فکر فردا

فکر شنبه تلخ دارد جمعه ی اطفال را               عشرت امروز بی اندیشه ی فردا خوش است

 

 

سختی کار ما

از خدا برگشتگان را کار چندان سخت نیست            سخت کار ما بود کز ما خدا برگشته است 

 


 

فالوده و حمام

سلطان محمود غزنوی به یکی از وزیران خود گفت : من گمان نمی کنم که کسی فالوده ندیده و نخورده باشد  .

وزیر گفت : خیلی ها هستند که فالوده نخورده اند و بعضی ها هستند که رنگ و روی فالوده را هم                                                                        ندیده اند و نمی شناسند .

سلطان گفت : اگر یک نفر پیدا کردی که فالوده ندیده باشد من یک کیسه طلا به تو میدهم .

وزیر رفت و یک مرد روستایی را پیدا کرد و آورد ، و دستور داد یک کاسه فالوده بیاورند ، وقتی که آوردند و نزد مرد روستایی گذاشتند ، وزیر از او پرسید : این چیست ؟

روستایی گفت : من خودم ندیده ام ولی در روستای ما یک نفر میگفت : که در شهر حمام دارند ، من فکر میکنم این حمام باشد .

سلطان خندید و یک کیسه طلا به وزیر داد . وزیر گفت : باید دو کیسه بدهی زیرا یک نفر آورده ام که نه فالوده دیده و نه حمام


  • سوال : چرا بعضی دعاها مستجاب نمی شوند ؟
  •            اگر بجای بنزین مخصوص گازوئیل یا آب در باک هواپیما بریزیم ، پرواز صورت نمیگیرد .

                      دعاهای کسانی مستجاب میشود که در شکم آنان ، لقمه ی حرام نباشد .

                      در حدیث میخوانیم : " من سره ان یستجاب دعائه فلیطیب کسبه " یعنی هر کس 

                      دوست دارد دعایش مستجاب شود درامد و لقمه ی خود را پاکیزه و حلال کند .

                      بگذریم که دعا به معنای طلب خیر است و بسیاری از خواسته های ما خیر نیست و 

                      خیال میکنیم خیر را طلب می کنیم .

                      بعلاوه ، خود انسان هم باید در راستای همان خواسته و دعای خود تلاش مناسب را

                      انجام دهد .

                      نکته ی دیگری که باید به آن توجه کرد این است که احتمال دارد آن دعا در زمان دیگری

                      مستجاب شود . پس اگر الآن به خواسته ی خود نرسیده ای نا امید نشو ، شاید زمان

                      استجابت دعا نزدیک باشد ...

                   اندکی صبر سحر نزدیک است

+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385 و ساعت 20:57 |

اگر قرار بود شعرای بزرگ پیام گیر تلفن داشته باشند ...


 حافظ :

رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود ، غم مخور

تا مگر بینم رخ جانانه ی خود ، غم مخور

بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام

زان زمان ، کو باز گردم خانه خود ، غم مخور


 سعدی :

از آوای دل انگیز تو مستم

نباشم خانه و شرمنده هستم

به پیغام تو خواهم گفت پاسخ

فلک گر فرصتی دادی به دستم


 فردوسی :

نمی باشم امروز اندر سرای

که رسم ادب را بیارم بجای

به پیغامت ای دوست گویم جواب

چو فردا برآید بلند آفتاب

+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385 و ساعت 20:56 |

خورشيد گرفتگي جزيي در تهران در ساعت 13:43 آغاز و در ساعت 14:55 به حداكثر مي‌رسد كه در اين حالت ماه 63 درصد از سطح قرص خورشيد را مي‌پوشاند. اين گرفتگي در ساعت 16:02 در تهران خاتمه مي‌يابد. بنابراين مدت خورشيد گرفتگي در تهران 2 ساعت و 19 دقيقه خواهد بود.

اين گزارش در ادامه مي‌افزايد: اين گرفتگي در مناطق شمال غربي ايران نسبت به ديگر مناطق كشور طولاني‌تر است و بخش وسيع‌تري از قرص خورشيد پوشيده مي‌شود.

 

خورشیدگرفتگی


نماز آیات دو رکعت است ودر هر رکعت پنج رکوع دارد ، وکیفیعت آن این است که انسان بعد از نیت تکبیر بگوید ویک حمد و یک سوره ی تمام بخواند و به رکوع برود و سر از رکوع بردارد ، دوباره یک حمد و سوره بخواند باز به رکوع برود تا پنج مرتبه ، و بعد از بلند شدن از رکوع پنجم دو سجده نماید و بر خیزد ، و رکعت دوم را مثل رکعت اول به جا آورد ، و تشهد بخواند و سلام دهد .


اگر خورشید گرفتگی در شهر ما قابل رویت نباشد و یا در شهر دیگری زلزله شود ، نماز آیات بر ما واجب میشود ؟

همه ی مراجع : اموری که نماز آیات برای آنها واجب است ، در هر محلی که اتفاق بیفتد ، فقط مردم همان جا باید نماز آیات بخوانند و بر مردم شهرهای مجاور آن ، واجب نیست .
+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385 و ساعت 20:56 |

سیزده بدر واقعی این است که از خودمان و از خانه های تنگ و تاریک و افکار خرافی خودمان و از اعمال زشت خودمان ، به صحرای دانش و بینش خارج شویم . 

یادداشتهای استاد مطهری*جلد 6*صفحه ی131 
+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385 و ساعت 20:56 |

استاد شهید دکتر بهشتی در کتاب ارزشمند "محیط پیدایش اسلام" به دانشجویان خود در نحوه ی پژوهش های اعتقادی سفارش کرده اند که این سفارش از اندیشه ای بزرگ ناشی شده است ولی میتواند هراس ما از پرسیدن ، اشکال کردن ، شک کردن برای دست یابی به یقینی ماندگارتر ، برطرف می کند .

به عنوان آغازی برای مسائل علمی و اعتقادی ، مشک پیام ایشان به اندیشه های پویا و قلب پاکتان تقدیم می شود ؛

 "سوالی که اینجا مطرح است این است که اگر انسان در انتخاب دین میخواهد ببیند اسلام بهتر است یا مسیحیت یا یهودیت ، و هنوز دینی را انتخاب ننموده ، بلکه میخواهد دینی را انتخاب کند، چه باید بکند؟ به عنوان جزء متمم روش باید بگویم در اینجا همه ی حرف های کفر آمیز آزاد بوده و هیچ حرف کفر آمیزی قدغن نیست !!! "محیط پیدایش اسلام ، بهشتی محمد حسین صفحه 22

 

قریب به یقین منظور ایشان این بود که در هنگام تحقیق ، تعصب های بیجا مانع دریافت و کشف حقیقت است . باید آزادانه اندیشید، پرسید و تردید ها را مطرح ساخت تا زمینه ی یقین با لطف الهی حاصل آید .

او وعده داده است که : " .الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا " ... یعنی " کسانی که در راه ما به مجاهده و کوشش بر می خیزند ، حتمآ آنان را به راه های خود هدایت میکنیم " عنکبوت / آیه 49

پس دوستان عزیز ؛ هر سوالی و هر نظری دارید ؛ وارد شوید و سوال کنید .

+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385 و ساعت 20:55 |

سلام ... از امروز که روزای اول سال 1385 هست،مهمون خونه های قشنگ و البته قلب های ناز شمائیم .

قراره اینجا ، از همه چیز و همه کس حرف بزنیم ؛ علمی ، فرهنگی ، سیاسی ، اجتماعی ، دینی و اعتقادی ، ورزشی ...  و ... حتی جک و لطیفه و عکس های بامزه .

از شما عزیزان میخوام که اگه رفتید ،  دوباره برگردید . اصلآ آدرس این وب رو add to favorites  کنید ، اونایی هم که بلد نیستن مثه من  روی یه تیکه کاغذ بنویسین و بچسبونن کنار مانیتور   !!!

راستی هر نظری ، مطلبی ، انتقادی ، پیشنهادی که دارین برامون بنویسد ... تا با هم یه کمی بحث کنیم  .

+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385 و ساعت 20:54 |