عرصه زندگى بى شباهت به بازى فوتبال نيست! با اين تفاوت كه پهنه زندگى بسيار وسيعتر و گستردهتر است. نقطه شروع بازىِ زندگى «سن بلوغ» است و تا پايان بازى، فرصتهاى مغتنم بسيار وجود دارد. استفاده بهينه از اين فرصتها به موفقيت مىانجامد و بر عكس، سهل انگارى و بى توجهى موجب «باخت» مىشود....
در اين گستره بزرگ، گاه آن قدر جلو مىروى كه در «آفسايد» قرار مىگيرى و تو را باز مىگردانند. گاه «خطا» مىكنى. داور گيتى، بسته به نوع خطا، «آوانتاژ» مىدهد؛ «اخطار» مىكند و اگر تكرار شد، با «كارت زرد» گوشمالىات مىدهد! و اگر همچنان خطاى عمدى ادامه يافت، با «كارت قرمز» از دور خارج مىشوى!... مُربى نيز در پيروزىات نقشى بسزا دارد. اگر به گفتهها و تجربياتش توجّه و عمل كنى، با سعى و تلاش، حتماً «كاپ» موفقيت را در آغوش خواهى كشيد.
گاه برايت فرصتى پيش مىآيد، از زاويه «كُرنر» به هدف مىنگرى و با ايجاد موقعيت و «توپ سازى»، براى خود و يارانت مثمر ثمر مىشوى. گاه از حريف «پنالتى» مىگيرى و «تماشاچيان» زندگى را به تحسين و «تشويق» وا مىدارى؛ و چه بسا همين فرصتها موجب دستيابى به «گل» مىشود و يا بر عكس، با يك لحظه غفلت، به «ضد حمله» تبديل شده، همه چيز به نفع حريف رقم مىخورد....
آنچه مهم است استفاده صحيح از تمام لحظهها، عوض كردن «تاكتيك» در صورت باز نشدن «خط دفاع» حريف و تسليم نشدن در برابر «جنگ روانى» بازيكنان و تماشاگران است. گاه بازىِ زندگى به «وقت اضافه» كشيده مىشود تا مافات جبران گردد. اگر در وقت اضافه «گل طلايى» زدى، محبوبِ داخل و خارج زمينى؛ همه دوستت دارند و به تو افتخار مىكنند.
البته بايد بكوشى در «وقت قانونى» عُمر كار مُثبتى انجام دهى. نبايد منتظر وقتِ اضافه بود! از كجا معلوم؟! شايد براى من و تو هرگز وقت اضافه و تلف شده منظور نكرده باشند و داور گيتى «سوت پايان» بازى را به صدا درآورد.
اميدوارم در «دقيقه 90» زندگىات سربلند از زمين خارج شوى... .
در اين گستره بزرگ، گاه آن قدر جلو مىروى كه در «آفسايد» قرار مىگيرى و تو را باز مىگردانند. گاه «خطا» مىكنى. داور گيتى، بسته به نوع خطا، «آوانتاژ» مىدهد؛ «اخطار» مىكند و اگر تكرار شد، با «كارت زرد» گوشمالىات مىدهد! و اگر همچنان خطاى عمدى ادامه يافت، با «كارت قرمز» از دور خارج مىشوى!... مُربى نيز در پيروزىات نقشى بسزا دارد. اگر به گفتهها و تجربياتش توجّه و عمل كنى، با سعى و تلاش، حتماً «كاپ» موفقيت را در آغوش خواهى كشيد.
گاه برايت فرصتى پيش مىآيد، از زاويه «كُرنر» به هدف مىنگرى و با ايجاد موقعيت و «توپ سازى»، براى خود و يارانت مثمر ثمر مىشوى. گاه از حريف «پنالتى» مىگيرى و «تماشاچيان» زندگى را به تحسين و «تشويق» وا مىدارى؛ و چه بسا همين فرصتها موجب دستيابى به «گل» مىشود و يا بر عكس، با يك لحظه غفلت، به «ضد حمله» تبديل شده، همه چيز به نفع حريف رقم مىخورد....
آنچه مهم است استفاده صحيح از تمام لحظهها، عوض كردن «تاكتيك» در صورت باز نشدن «خط دفاع» حريف و تسليم نشدن در برابر «جنگ روانى» بازيكنان و تماشاگران است. گاه بازىِ زندگى به «وقت اضافه» كشيده مىشود تا مافات جبران گردد. اگر در وقت اضافه «گل طلايى» زدى، محبوبِ داخل و خارج زمينى؛ همه دوستت دارند و به تو افتخار مىكنند.
البته بايد بكوشى در «وقت قانونى» عُمر كار مُثبتى انجام دهى. نبايد منتظر وقتِ اضافه بود! از كجا معلوم؟! شايد براى من و تو هرگز وقت اضافه و تلف شده منظور نكرده باشند و داور گيتى «سوت پايان» بازى را به صدا درآورد.
اميدوارم در «دقيقه 90» زندگىات سربلند از زمين خارج شوى... .
+ نوشته شده توسط حسین در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385 و ساعت
11:24 |
