هر چند از اين دوري و چشمان قشنگت گله داريم
تا لحظهء خوبي كه بيايي ،من و دل حوصله داريم
گفتي من و تو ، قسمت يك پنجره باشيم قبول است
هر چند به اندازهء پرواز و قفس ، فاصله داريم
يادت كه نرفته ست عزيزم ، كه اگر دردسري هست
از خنده،آن روز ،از آن ، كوچه،از آن يك بله داريم
ديگر همه را گردن اين قسمت تقدير نينداز
تقدير كدام است ! ببين ، ما خودمان مساله داريم
عيب از خودمان نيست؟كه تا پاي قراري به ميان است
هي صحبت كمبود زمان ميشود و مشغله داريم
انگار محال است كه ما قسمت يك پنجره باشيم
حالا كه به اندازه، پرواز و قفس فاصله راريم
سيد حسين فاطمي
سلام توي پست قبلي روايتي اخلاقي از پيامبر اسلام نوشته بودم كه ظاهرا مورد توجه دوستان قرار گرفته ، البته شايد هم علتش اين باشد كه دوستان ديگر در اين موضوع روايت و آداب زندگي پيامبر را نفل نكرده اند والا كتب ما پر است از اين روايات كه شيوه، زندگي سالم ، صحيح و البته همراه با لذت را به ما نشان ميدهند. امااينكه چرا عده اي اين روايات را بيان نمي كنند و از اسلام چهره اي عجيب نشان ميدهند سؤالي است كه خود اين عزيزان بايد پاسخ دهند.
به هر حال تصميم گرفته ام تعدادي از اين روايات را به مرور زمان بگويم تا هم روش و سيره، پيامبرمان را بشناسيم و هم چراغي باشد پيش روي زندگي ما:
و اين هم قسمتي از سيره و روش زندگي آن حضرت :
هديه را ميپذيرفت گر چه جرعه اي شير بود و آن را جبران مي كرد .
فرمان داده بود : به يكديگر هديه بدهيد تا محبتتان به هم زياد شود.
گشاده رويي را از عوامل تثبيت و تحكيم دوستي ميان انسان ها مي دانست مي فرمود : همانا خداوند از كساني كه با دوستان خود با جهره اي اخم آلود روبرو شود نفرت دارد.(ولي بعضي از ماها فقط درد و رنج و اخم خود را به دوستان مي دهيم و در خوشي ها تنها هستيم!!!)
در ساعات معيني از شبانه روذ به همسرانش سر ميزد.(حالا ما يه زن داريم باهمون هم درست برخورد نمي كنيم و از مديريت زان در منزل خبري نيست .البته جاهاي ديگر هم مديريتي نشان نميدهيم.)
حضرت مي فرمود:بهترين شما كسي است كه نه آن جهانش را به خاطر اين جهان رها كند و نه اين جهان را به خاطر آن جهان . ( خدا كمكمان كند با اين وضع زنگي مان )
آدمي ، پس از ايمان به خدا ، به چيزي برتر از همسري همدل دست نمي يابد.
در سخني ديگر از بانوي شايسته نه به عنوان گنج ، بلكه "بهترين گنجينه " نام ميبرد...زني شايسته...
روشن ترين خانه ء هرکسي , چشمان اوست , هنگامي که اميد ميهمان قلبش باشد.
هرگاه فکر کردي گناه کسي آنقدر بزرگ است که نمي تواني او را ببخشي بدان که آن از کوچکي روح توست نه از بزرگي گناه او.