تبليغاتX
وبلاگ شخصی سید حسین فاطمی

   

 مى‏رسد از راه مردى با نگاه سبز سبز

مى رسد با خنده‏اى از شاهراهى سبز سبز

 مى رسد امادلش مثل من و تو تيره نيست

مهربان است و صميمى بی گناهى سبز سبز

 دست هايش بوى باران بوى شبنم مى دهد

با ورودش عشق مى يابد پناهى سبز سبز

 او كه مى آيد زمين محو شقايق مى شود

تا بخواهى سرخ سرخ  تا بخواهى سبز سبز

 او كه مى داند چگونه قطره را دريا كند

مى رسد امروز و فردا با نگاهى سبز سبز!

 

 

-------------------------------------------------------------------------------

باز هم سلام

داریم به نیمه شعبان می رسیم میلاد امام عشق ، آخرین امید تمام دل های عاشق .

 

این روزا که دشمنی با این امام به اوج رسیده ما باید بیشتر عشقمون رو به این ستاره ی زیبا نشون بدیم .

تا میتونید تو وب ها و حتی نظرات حرفاتون رو به عشقتون بزنید.

 

              ای که از کوچه ی معشوقه ی ما میگذری

              بر  حذر باش  که  سر  می شکند  دیوارش

 

به هر حال پیشاپیش این روز رو به همتون تبریک میگم.

 

===================================================

یه کتاب هست به نام داد گستر جهان در مورد سوالاتیه که درباره ی امام زمان میشه

خیلی جالبه هم روان هم ساده هم اینکه به خیلی از سئوالات مهم ما جوونها جوابهای قانع کننده میده. نوشت هی آقای ابراهیم امینی

به همه توصیه میکنم بخونید .مطمئن باشید خسته نمیشید.

 

=========--------============-------========--------=========

دلم از پونه هاسیراست آقا

تمام  باغ  دلگیر  است  آقا

کسی فانوس گلهارا شکسته است

نمی آی  مگر ؟ دیر است آقا

 

+ نوشته شده توسط حسین در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 15:28 |

 

از جنس خدا، جنس ملك جنس چه بودى

از هر  چه كه بودى ، ولى از خاك نبودى

ما، در ته اين دره به اعماق سقوطيم

تو ، تا همه عرش خدا ، رو به صعودى

وقتى كه تو از مرگ، نه، مرگ از تو هراسيد 

وقتى ، به شهادت ، سر تعظيم  نمودى

آن روز  خداوند  براى  تو فرستاد

از سوى خودش، بَه، چه سلامى! چه درودى!

ما تيره ‏تر از  تيره ‏تر از  گندى  مرداب

تو  پاكتر  از  پاكتر  از  پاكى  رودى

 

 

می گن : اگه یه چوب خشک رو با امید آب بدی سبز می شه.

 

 

دریا باش تا اگر سنگی به سویت پرتاب شد غرق شود.

 

 

راستی عیدتون مبارک . 13 رجب روز میلاد مردیه که تمام عالم به مرد بودن و کامل بودنش اعتراف دارن . واقعا خیلی جالب که  همه ادیان و مذاهب ،هر وقت سخن از علم ، ادب ، عرفان ، شجاعت ، شناخت و ... می شود نام نامی مولای ما امیر المومنین علی علیه السلام به میان میاد .

این سالها رسم شده به مناسبت اینکه این امام پدر تمام مردم امت اسلامی بوده ،روز تولد ایشان را به نام پدر نامگذاری کرده اند . خب کار خوبی هم هست ، هم پدر بودن ایشان برای تمام مردم یاد اوری میشود هم تجلیل و بزرگداشتی از پدران (خصوصا در این دوران زن ذلیلی) میشود که به نوبه ی خود جالب است .

فقط سوالی که مطرحه اینه که چرا در روز زن طلا فروشی ها شلوغ میشن اما در روز پدر زیر پیراهن فروشی ها ؟!!!!!!!!!!!!

 

 

رایست خیلی حیفه که از سخنان و کلمات نغز ، حکیمانه و عالمانه ی این امام بزرگ در نهج البلاغه غافل باشیم.

همه ما خودمان را از یاران و عاشقان مولا میدانیم _و خدا کند که باشیم _ اما چقدر به حرف ها ،دستورات و سخنان مولا توجه داریم واصلا چقدر با سخنان ایشان آشناییم ؟

راستی چقدر اعمال ما شبیه و در راستای دستورات مولاست ؟

خدا کند که روزی شرمنده ی نگاه مولا نباشیم .

 

                      یک چشم زدن غافل از آن ماه نباشی

                      شاید  که  نگاهی  کند  آگاه  نباشی

 

 

+ نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 و ساعت 16:30 |

 حضور عشق بى رنگ است بى تو

 سزاى آينه سنگ است بى تو

 

 براى   عاشقانه  پر گشودن

 ز من هفت آسمان تنگ است بى تو

 

 سياهى در سياهى در سياهى

 جهان من بدین رنگ است بى تو

 

 من آن شهر غريب و بى عبورم

که زندان تن است این شهر بی تو

 

 همان شهرى كه در هر كوچه آن

 ميان مردمان جنگ است بی تو

 

 

 

·         سلام دوباره

خیلی عجیبه که آدم بیاد ،هر روزم بیاد به وبش سر بزنه ،مطلبم باشه اما حال نوشتن نباشه .

من مدتیه که اینطور شدم ، همه اینها تازه قبل از سهمیه بندی بنزین بود و نمیشه گردن این جریان انداختش آخه الان یه جوری شده که همه ی جریانات رو میخایم یه جوری گردن بنزین و البته آقای احمدی نژاد بندازیم. درست مثل آقای ابطحی که یه جوری حرف میزنه که انگار نه انگار که 8 سال تو این مملکت مسوولیت داشته ، طوری حرف میزنه که آدم فکر میکنه در دوران آنها هیچ مشکلی نبوده !!!

 

بگذریم ؛ اگه خدا بخاد و مشکلی نباشه دوباره به طور منظم میخام بنویسم

البته خیلی خته که بعد از مدتها ننوشتن بخای دوباره شروع کنی

الان می فهمم که مولوی چی کشیده بعد از آن تاخیر که در مثنوی افتاده.

 

همینه که خدا میگه کار امروز را به فردا و فرداهای دیگر نیاندازید چون هر کاری در زمان خودش هم راحتتره هم حال و حوصله ی اون بیشتر .

 

به هر حال منتظر قدمهای سبز شما (البته نه  اینکه پا روی کامپیوتر من بذاریدا ) بلکه حضور بزتون و البته نظرات گرمتون هستم.

+ نوشته شده توسط حسین در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 18:39 |